تبلیغات
تقرب به خدا - ویژه نامه 7

حدیث روز

سخن روز

خوش آمدید

 
ضمن عرض خوش آمد گویی و خیر مقدم خدمت تمام کاربران عزیز لطفا با نظرات سازنده خودتون ما رو در ارائه هر چه بهتر مطالب یاری کنید ضمنا این وبلاگ آماده تبادل لینک با تمام سایت ها و وبلاگ های مذهبی می باشد با تشکر __________________________________________________________________________ از كربلایی یوسف ملكی بابت همكاری و ارائه مداحی های وبلاگ نهایت تشكر را داریم واز خداوند متعال اجر روز افزون را برای این عزیز خواستاریم

 
 

ویژه نامه 7

 

نوع مطلب :ویژه نامه ها ،سخنان گوهر بار امامان و بزرگان ،

نوشته شده توسط:محمد آقایی

بخش هفتم ویژه نامه ولادت امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) و امام سجاد(ع)

حضرت ابوالفضل عباس(ع) در کلام ائمه معصومین(ع)

حضرت بقیّةالله ارواحنا فداه:
«اَلسّلامُ عَلى الْعَبّاسِ بنْ امیرِالمُؤْمِنینْ اَلْمُواسى‏ اَخاهُ بِنَفْسِه اَلْاخِذُ لِغَدِهْ مِنْ اَمْسِهِ، الفادى‏ لَهُ الْواقى‏.»[1]
سلام بر عباس فرزند امیر مؤمنان، كه جانش را در راه مواسات با برادرش تقدیم كرد، دنیایش را براى تحصیل آخرت صرف كرد و جانش را براى حفظ برادرش فدا كرد.

آفتاب آمد دلیل آفتاب
گفتار معصومان(ع) سرآمد سخن انسانهاست. عبارات زرّین شخصیتهاى سترگى كه از تابش دانش الهى بهره برده‏اند، از هر افراط و تفریطى پیراسته است و حقیقت را چنانكه باید مى‏نمایاند.
سخنان این قدسیان معصوم پیرامون شخصیت حضرت ابوالفضل(ع)گستره‏اى وسیع در برابر دیدگان انسان مى‏گشاید و آدمى را به بلنداى عظمت آن سردار دلاور رهنمون مى‏سازد. این فصل نورانى را با آفتاب سخن زهراى مرضیه(س) آغاز مى‏كنیم تا آفتابى، دلیل بر آفتاب شخصیت او باشد:

در نگاه حضرت زهرا(س)

پیامبر اكرم(ص) روز قیامت على(ع) را طلبیده، مى‏فرماید: نزد فاطمه برو و به او بگو تا آنچه براى شفاعت – گناهكاران – در این روز بزرگ فراهم ساخته، حاضر كند.
امیر مؤمنان نزد حضرت زهرا(س) آمده، مى‏فرماید: اى فاطمه، براى چنین روزى چه ذخیره‏اى، جهت شفاعت، آماده كرده‏اى؟
آن پاك بانوى والا مقام در جواب على(ع) مى‏فرماید:
«یا امیرَالمؤمنین، كَفانا لَاِجْلِ هذا اَلْمَقام اَلْیَدان اَلْمَقَطْوُعَتانِ مِنْ اِبْنى‏ الْعَبّاس»[2]
اى امیر مؤمنان، دو دست بریده پسرم عباس براى مقام شفاعت من كافى است.
برخى از اندیشمندان شیفته، درباره مقام ابوالفضل نزد حضرت زهرا(ع)چنین گفته‏اند: یكى از دلباختگان فرزند فاطمه(ع) هر روز، در سه وقت، به زیارت سیدالشهدا(ع) مى‏رفت و در حرم امام حسین(ع) به مرقد مطهر آن حضرت عرض ارادت مى‏كرد، اما كمتر به زیارت حضرت ابوالفضل(ع)موفق مى‏شد و گاهى پس از بیست روز به حرم ملكوتى عباس(ع)مى‏رفت. شبى در عالم رؤیا دخت رسول‏الله(ص) را دید و به آن بانو سلام كرد، اما بإ؛ه‏ه تعجب بسیار متوجه شد كه بى‏بى روى گردانید و به او اعتنا نكرد!
به آن حضرت گفت:
پدرم و مادرم فداى شما باد، آیا خطایى از من سر زده كه بى‏اعتنا هستید؟!
فاطمه زهرا(س) فرمود: به خاطر كوتاهى در زیارت فرزندم!
مرد با حیرت فراوان گفت: من هر روز سه بار به حرم فرزند شما مى‏روم و امام حسین(ع) را زیارت مى‏كنم.
حضرت فرمود: تو فرزندم حسین را زیارت مى‏كنى، ولى به زیارت پسرم عباس نمى‏روى.[3]

صحیفه‏اى از كلام امام سجّاد(ع)
روزى نگاه مهر آفرین حضرت سجّاد(ع) به عبیداللّه، فرزند حضرت ابوالفضل(ع)، افتاد. اشك غم از چشمان مبارك امام(ع) جارى شد و فرمود:
… خداوند عمویم عباس بن على را رحمت كند؛ به تحقیق كه ایثار و جانبازى كرد، جنگ نمایانى نمود و خود را فداى برادرش ساخت تا اینكه دستانش قطع شد. خداوند در برابر این فداكارى – به‏سان عمویش جعفر طیّار – دو بال به او عنایت كرد تا به یارى آنها همراه ملایكه در بهشت پرواز كند.
همانا عباس نزد خداوند تبارك و تعالى مقامى دارد كه جمیع شهدا، در روز قیامت، بر او غبطه[4] مى‏خورند و رسیدن به آن مقام را آرزو مى‏كنند.[5]
امام سجّاد(ع)، كه در صحنه‏هاى مختلف، شهامت و جانبازى عمویش را نظاره كرده است، در این بخش از سخن خویش رحمت خداوند را براى عمویش آرزو مى‏كند و به مقام والاى وى در جهان دیگر اشاره مى‏كند؛ مقامى كه همه شهیدان آن را آرزو مى‏كنند.
جایگاه كم نظیر عباس(ع) در آخرت، حضرت را بر آن داشت تا پس از حضور در كربلا خود دفن پدر عزیزش امام حسین(ع) و عموى فداكارش عباس(ع) را بر عهده گیرد. آن بزرگوار در پاسخ بنى‏اسد، كه از یارى وى در خاكسپارى این دو جسد مطهر سخن به میان آوردند، فرمود:
با من هستند كسانى كه یارى‏ام دهند.
این در حالى است كه بدن «امام» را تنها باید امام غسل دهد و دفن كند.
آرى آن سخنان آسمانى امام سجّاد(ع) و این برخورد ملكوتى حضرت با پیكر عموى خویش مقام والاى ابوالفضل(ع) را نشان مى‏دهد.[6]

سپیده سخن امام صادق(ع)
امام صادق(ع)، كه عظمت جهان افروز مقامش بسیارى از كور باطنان را وادار به تسلیم كرده است، شخصیّت عباس(ع) را از زاویه‏اى دقیق بررسى كرده، صفات برجسته عمویش را به‏طور گسترده بیان مى‏فرماید. سخنان آن حضرت را مى‏توان به سه بخش تقسیم كرد:
الف) صفات بیست گانه ابوالفضل(ع) با عبارات مختلف؛
ب) درود و سلام امام به مقام پر ابهّت عباس(ع)؛
ج) لعن و نفرین به دشمنان ابوالفضل(ع) و تجاوزگران به حریم شخصیّت او.
اینك بخش اول كتاب معرفت امام صادق(ع) را مى‏گشاییم و از زبان خلیفه خدا در زمین و امام به‏حق ناطق، صفات ارزشمند عباس(ع) را در مى‏یابیم. آن بزرگوار فرمود:
عموى ما عباس‏بن على(ع) چنین صفاتى داشت:
1- بصیرت نافذ،
2- بینش عظیم،
3- ایمان بسیار و شدید،
4- جهاد در محضر امام حسین(ع)،
5- جانبازى و ایثار،
6- شهادت در راه امام خود.[7]
امام صادق(ع) در ادامه زیارت ابوالفضل(ع) بخشى دیگر از خصوصیات برجسته علمدار كربلا را، با عبارت «شهادت مى‏دهم»، بر مى‏شمارد و مى‏فرماید: شهادت مى‏دهم كه تو:
7- [در برابر جانشین رسول اكرم(ص)] در مقام تسلیم بودى،
8- امام حسین(ع) را تصدیق كردى،
9- به حجت خدا وفادار ماندى،
10- خیرخواه امام خود بودى.[8]
امام ششم(ع) سپس عباس(ع) را چون جنگاوران و شهداى بدر خوانده، مى‏فرماید:
11- من شهادت مى‏دهم و خدا را نیز گواه مى‏گیرم كه تو راه جنگاوران و شهداى بدر را پیمودى.[9]
آنگاه امام(ع) از میزان تلاش ابوالفضل(ع) در راه خشنودى خداوند پرده برمى‏دارد و مى‏فرماید:
12- شهادت مى‏دهم كه تو در خیرخواهى تا آخرین حد تلاش كردى و آنچه در توان داشتى به انجام رساندى.
حضرت صادق(ع) در پایان این فصل از زیارت، به تبیین جایگاه والاى عباس(ع)مى‏پردازد و مى‏فرماید كه، در برابر این فداكاریها، خداوند بزرگ:
13- تو را در جمع شهدا قرار داد،
14- روانت را با ارواح نیكبختان همنشین ساخت،
15- وسیعترین منزل بهشتى و برترین غرفه فردوس را به تو عطا كرد،
16- یادت را در ملأ اعلى بلند ساخت.
ششمین جانشین رسول خدا(ص) در زیارت نیمه رجب نیز خطاب به شهیدان والا و عموى بزرگوارش مى‏فرماید:
17- اى «هدایت یافتگان»!
18- اى «پاكان از هر پلیدى»!
19- … شما پاك و طیّب هستید و زمینى كه در آن دفن گشتید پاك و طیّب شده است.[10]
امام صادق(ع) در فصلى دیگر از سخنانش به عظمت مقام ابوالفضل(ع)درود مى‏فرستد و مى‏فرماید:
سلام خدا و سلام فرشتگان مقرّبش و سلام پیامبران مرسل و بندگان شایسته الهى و سلام همه شهدا و صدّیقان، سلامهاى پاك و طیّب در صبحگاهان و شامگاهان، بر تو باد اى فرزند امیرالمؤمنین.[11]
در بخشى دیگر از سخنان حضرت صادق(ع)، شاهد نفرین بر دشمنان بى‏شرم عباس(ع) هستیم كه با عبارات مختلف بیان مى‏شود:
خدا لعنت كند آن را كه حق تو را نشناخت و حرمت تو را پاس نداشت.
… خدا لعنت كند كسى را كه حق تو را نشناسد و مقام تو را سبك بشمارد.
… خداوند لعنت كند مردمى را كه حرامهاى الهى را در شأن تو حلال شمردند و با كشتن تو حرمت اسلام را زیر پا نهادند.[12]

آفتاب كلام حضرت بقیّةاللّه(ع)
سخنان آسمانى معصومان را با دُرّ واژه‏هاى یگانه دُردانه الهى حضرت مهدى(ع)ختم مى‏كنیم. امام عزیزى كه در زیارت ناحیه، خطاب به عموى شهید خود حضرت ابوالفضل(ع) مى‏فرماید:[13]
سلام بر ابوالفضل عباس، پورِ امیرمؤمنان(ع) كسى كه:
جان خود را نثار برادرش كرد،
دنیا را وسیله آخرت خود قرار داد،
فداى برادرش شد،
نگهبان بود و سعى بسیار كرد تا آب را به لب تشنگان برساند،
دو دستش در جهاد فى سبیل‏اللّه قطع شد،
خداوند قاتلان او یزید بن رقاد و حكیم بن طفیل طائى را لعنت كند.[14]
آرى، ماهتاب وجود ابوالفضل(ع) و آفتاب نگاه امامان معصوم(ع)چنان ثمرآفرینى كرده كه صدها سال است قلوب شیعیان و شیفتگان در سراسر عالم به سوى نام و یاد و صحن و سراى عبّاس پر مى‏كشد. از كودكان خردسال تا انسانهاى كهنسال نام ابوالفضل، عباس و قمربنى‏هاشم را ذخیره صداقت سخنان خود و پشتوانه صحت اعمال خویش مى‏دانند[15] و با قسم به نام فرزند ام‏البنین، خویشتن را از گرداب ابهام و تردید دیگران خلاصى مى‏بخشند. آنان جانها، اموال، فرزندان و زنان خاندان خود را در پرتو این اسم مبارك و مقدس ایمن مى‏دانند، بر این باور الهى روزها و هفته‏هاى خود را مى‏گذرانند و لب به سپاس خداى سبحان مى‏گشایند. از این‏رو دشمنانِ آگاه جرأت، برابرى و مبارزه با چنین باورهاى پاك و آسمانى را در خود نمى‏یابند و پلید پیكران ناآگاه نیز تن به ذلّت و خوارى داده، شكست حقیرانه را بر مى‏گزینند.

پی نوشت‌ :

[1]- بحارالانوار، ج 101، ص 270 .
[2]- مولد العباس بن على(ع)، ص 88.
[3]- مولد العباس بن على(ع)، ص 88 .
[4]-غبطه: درخواست نعمت براى خود به همراه بقاى آن براى دیگرى.
[5]- بطل العلقمى، ج 2، ص 108 – 109؛ خصال صدوق، ج 1، ص 68؛ بحارالانوار، ج 22، ص 274 .
[6]- بطل العلقمى، ج 3، ص 224 – 233؛ سردار كربلا، ص 240 .
[7]- العباس بن على، باقر شریف قرشى، ص 36 – 39 .
[8]- مولدالعباس‏بن على(ع)، ص 97؛ العباس بن على، ص 36 – 42 .
[9]- العباس، ص 213؛ مولد العباس بن على(ع)، ص 98؛ العباس بن على، ص 40 .
[10]- العباس بن على، ص 40 – 41؛ مولد العباس بن على(ع)، ص 220 – 285 .
[11]- العباس بن على، ص 38.
[12]- العباس، ص 213 و 220 و 221.
[13]- السلام على ابى‏الفضل العباس بن امیرالمؤمنین، المواسى اخاه بنفسه الآخذ لغده من امسه الفادى له الواقى الساعى الیه بمائه المقطوعة یده، لعن‏اللّه قاتله یزیدبن رقاد الجهنى و حكیم بن الطفیل الطائى.
[14]- بطل‏العلقمى، ج 2، ص 311؛ مولد عباس‏بن على(ع)، ص 98؛ العباس‏بن على، ص 41 – 42 .
[15]- ر.ك: اسرارالشهاده، ص 341 .

نویسنده: احمد لقمانى





* نام و نام خانوادگی :
* آدرس ایمیل:
موضوع پیام:
*پیام: