تبلیغات
تقرب به خدا - ویژه نامه 11

حدیث روز

سخن روز

خوش آمدید

 
ضمن عرض خوش آمد گویی و خیر مقدم خدمت تمام کاربران عزیز لطفا با نظرات سازنده خودتون ما رو در ارائه هر چه بهتر مطالب یاری کنید ضمنا این وبلاگ آماده تبادل لینک با تمام سایت ها و وبلاگ های مذهبی می باشد با تشکر __________________________________________________________________________ از كربلایی یوسف ملكی بابت همكاری و ارائه مداحی های وبلاگ نهایت تشكر را داریم واز خداوند متعال اجر روز افزون را برای این عزیز خواستاریم

 
 

ویژه نامه 11

 

نوع مطلب :ویژه نامه ها ،احادیث ،

نوشته شده توسط:محمد آقایی

بخش یازدهم ویژه نامه ولادت امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) و امام سجاد(ع)

چهل حدیث از امام سجاد(ع)

1- یقین
الـرضـا بمكـروه القضـاء ارفع درجـات الیقیـن .(1)
خشنـودى از پیشـامـدهـاى خـویشـاینـد, بلنـدتـریـن درجه یقین است.

2ـ كرامت نفس
مـن كـرمت علیه نفسه هـانت علیه الـدنیـا.(2)
هـر كه كـرامت و بزرگـوارى نفـس داشته بـاشـد, دنیـا را پست انگـارد.

3ـ دنیا مایه ارزش نیست
اعظم النـاس خطـرا مـن لـم یـر الـدنیـا خطـرا لنفسه.(3)
پـر ارزش تـریـن مـردم كسـى است كه دنیـا را مـایه ارزش خـود نـدانـد.

4ـ پرهیز از دروغ
اتقـوا الكذب الصغیـر منه و الكبیر فى كل جد و هزل فان الرجل اذا كذب فى الصغیر اجترء على الكبیر.(4)
از دروغ كوچك و بزرگ در هر جدى و شوخى اى بپرهیزید, زیرا چون كسى دروغ كوچك گفت بـر دروغ بزرگ نیز جـرات پیـدا مـى كنـد.

5ـ صیانت از خود
الخیر كله صیانه الانسان نفسه.(5)
همه خیـر ایـن است كه انسـان از خـود صیـانت كنـد.

6ـ با اینان منشین
ایاك و مصاحبه الكذاب, فانه بمنزله السراب یقرب لك البعید و یبعد لك القریب.
و ایـاك و مصـاحبه الفـاسق فـانه بـایعك بـاكله او اقل مـن ذلك.
و ایاك و مصاحبه البخیل فانه یخذلك فى ماله احوج ما تكون الیه .
و ایاك و مصاحبه الاحمق فانه یرید ان ینفعك فیضرك .
و ایاك و مصـاحبه القـاطع لـرحمه, فـانـى و جـدته ملعونـا فـى كتاب الله.(6)
1 ـ مبادا با دروغگو همنشین شوى كه او چون سراب است, دور را به تو نزدیك كند و نزدیك را به دور نماید.
2ـ مبادا با بـا فاسق و بدكار همنشین شـوى كه تـو را به یك لقمه و یا كمتـر بفرشد.
3ـ مبادا همنشیـن بخیل شوى كه او در نهایت نیازت بـدو , تو را واگذارد.
4ـ مبادا بـا احمق رفیق شـوى كه چـون خـواهـد سـودت رسانـد, زیانت مـى زنـد.
5ـ مبادا با آن كه از خویشان خـود مى بـرد, مصاحبت كنى كه مـن او را در قرآن ملعون یافتم .

7ـ ترك سخـن بى فایده و دورى از جدل
ان المعرفه و كمال دین المسلم تركه الكلام فیما لایعنیه و قله مرائه وحلمه و صبره و حسـن خـلقـه.(7)
معرفت و كمـال دیانت مسلمان , ترك كلام بى فایـده و كـم جـدل كردن, وحلـم و صبر و خوش خویـى اوست.

8ـ محاسبه نفس وتوجه به معاد
ابن آدم !انك لاتزال بخیر ماكان لك واعظ من نفسك و ما كانت المحاسبه من همك, و ما كان الخوف لك شعارا و الحذر لك دثارا. ابـنآدم انك میت و مبعوث وموقوف بیـن یـدى الله جل و عز, فاعد له جـوابا.(8)
اى فرزند آدم ! به راستى كه تو پیوسته روبه خیرى, تا خودت را پند دهى وحساب خودت را بـرسـى و تـرس از خـدا را روپـوش وپـرهیز را زیـرپـوش خـود سـازى .
اى فرزند آدم !تـو خواهى مرد و برآنگیخته خواهى شد و در حضور خداوند عز وجل قـرار خـواهـى گـرفت, پـس بـراى او جـوابـى را آمـاده كـن.

9ـ نتایج دعا
المومن مـن دعائه على ثلاث:اما ان یدخر له و اما ان یعجل له واما ان یدفع عنه بلاء یرید ان یصیبه.(9)
مومن از دعایش سه نتیجه مى گیرد:
الف ـ یابرایش ذخیره گردد,
ب ـ یا در دنیا برآورده شود,
ج ـ یـا بلایـى را كه خـواست به او بـرسـد, از او بگـردانـد.

10ـ مبغوضیت گداى بخیل
ان الله لیبغض البخیل السـائل المحلف.(10)
به راستـى كه خـداونـد, گـداى بخیلـى را كه سـوگند مى خـورد دشمـن دارد.

11ـ اسباب نجات
ثلاث منجیات للمومن : كف لسانه عن الناس و اغتیابهم. و اشتغاله نفسه بما ینفعه لاخـرته و دنیـاه وطـول البكـاء علـى خطیئته.(11)
سه چیز سبب نجات مومن است:
الف ـ باز داشتن زبان از غیبت مردم,
ب ـ مشغول كـردن خـودش به آنچه كه بـراى آخـرت و دنیـایـش سـود دهـد,
ج ـ و گریستن طولانى بر گناهانش.

12ـ به سوى بهشت
من اشتاق الى الجنه سارع الى الخیرات وسلا عن الشهوات و من اشفق من الناربادر بـالتـوبه الـى الله من ذنـوبه و راجع عن المحـارم.(12)
هر كه مشتاق بهشت است به حسنات شتابد و از شهوات دورى گزیند, هركه از دوزخ ترسـد براى تـوبه از گناهانـش به درگاه خـدا پیشى گیرد و از حرامها بـرگردد.

13ـ ثواب نگاه
نظر المـومـن فـى وجه اخیه المـومـن للمـوده والمحبه له عباده.(13)
نگـاه مهرآمیز مـومـن به چهره بـرادر مـومنـش ومحبت به او عبـادت است.

14ـ پارسایى و دعا
مـا مـن شـىء احب الـى الله بعد معرفته و مـن عفه بطـن و فرج و ما من شـىء احب الى الله من ان یسئل.(14)
چیزى نزد خدا, پـس از معرفت او, محبوبتر از پارسایى شكم وشهوت نیست, وچیزى نزد خـدا محبـوبتـر از درخـواست كـردن از او نیست .

15ـ پذیرش عذر دیگران
ان شتمك رجل عن یمینك ثـم تحـول الـى یسـارك و اعتذر الیك فـاقبل عذره.(15)
اگر مردى از طرف راستت به تو دشنام داد و سپـس به سوى چپت گردید و از تو عذر خواهى نمود عذرش را بپذیر.

16ـ حق خدا بر بنده
فاما حق الله الاكبـر فانك تعبـده لایشرك به شیئا فاذا فعلت ذلك باخلاص جعل لك علـى نفسه ان یكفیك امـر الـدنیـا و الاخـره و یحفظ لك مـا تحب منها. (16)
حق خداوند بزرگ ایـن است كه او را بپرستـى و چیزى را شریكـش ندانـى و چون از روى اخلاص ایـن كار را كـردى, خـدا بـر عهده گرفته كه كار دنیا و آخرت تـو را كفـایت كنـد وآنچه از او بخـواهـى بـرایت نگهدارد.

17ـ حق پدر بر فرزند
و اما حق ابیك فتعلم انه اصلك و انك فرعه و انك لولاه لـم تكن ,فمهما رایت فى نفسك مما تعجبك فاعلـم ان اباك اصل النعمه علیك فیه و احمد الله و اشكره على قدر ذلك.(17)
و اما حق پدرت را باید بـدانـى كه او اصل و ریشه توست و تو شاخه او هستـى, و بدانى كه اگر او نبود تـو نبـودى, پس هر زمانى در خود چیزى دیدى كه خوشت آمد بدان كه ( از پدرت دارى) زیرا اساس نعمت و خوشـى تـو, پدرت مى باشد, و خدا را سپاس بگزار و به همان اندازه شكر كن.

18ـ تقدم طاعت خدا بر همه چیز
قدموا امر الله و طاعته و طاعه من اوجب الله طاعته بیـن یدى الامور كلها.(18) طـاعت خـدا و طـاعت هـر كه را خـدا واجب كـرده بـر همه چیز مقـدم بـداریـد.

19ـ حق مادر بر فرزند
فحق امك فان تعلم انها حملتك حیث لایحمل احد واطعمتك مـن ثمره قلبها ما لا یطعم احـد احـدا. و انها وقتك بسمعها و بصـرها و یـدها و رجلها و شعرها و بشـرها و جمیع جـوارحها مستبشره بذلك , فرحه, مـوبله محتمله لما فیه مكروهها و المها و ثقلها و غمها حتـى دفعتها عنك یـدالقـدره و اخرجتك الـى الارض فرضیت ان تشبع و تجـوع هـى و تكسـوك و تعرى و تـرویك و تظما و تظلك و تصحـى و تنعمك ببـوسها و تلذذك بالنـوم بارقها و كان بطنها لك و عاء و حجرها لك حـواء و ثدیها لك سقاء و نفسها لك وقاء , تباشر حر الـدنیا و بـردها لك و دونك , فتشكرها علـى قـدر ذلك و لا تقـدر علیه الا بعون الله و تـوفیقه.(19)
و اما حق مادرت ایـن است بدانى او تو را در شكـم خود حمل كرده كه احدى كسى را آن گـونه حمل نكنـد و از میـوه دلـش به تـو خـورانیده كه كسـى از آن به دیگرى نخـورانـد, و اوست كه تـو را بـا گـوش و چشـم و دست و پا و مـو و همه اعضایـش نگهدارى كرده بدیـن فداكارى شاداب شادمان و مواظب بـوده و هر ناگوارى و درد و سنگینـى و غمـى را تحمل كرده تا (توانسته) دست قـدرت (مكروهات) را از تـو دفع نموده و تو را ازآنها رهانده و به روى زمیـن كشانده و باز هـم خوش بوده كه تو سیر باشى و او گرسنه, و تو جامه پوشى و او برهنه باشد, تو را سیراب كند و خود تشنه بماند, تو را درسایه بدارد و خـود زیر آفتاب باشد و با سختى كشیدن تـو را به نعمت رساند, و با بیخوابى خود, تو را به خواب كند, شكمـش ظرف وجود تو بوده و دامنش آسایشگاه تو و پستایش مشك آب تو و جانـش فداى تو و به خاطر تو , و به حساب تـو, گرم و سرد و روزگار راچشیده است. به ایـن اندازه قدرش را بـدانـى و ایـن رانتـوانـى مگـر به یـارى و تـوفیق خـدا.

20ـ تـرغیب به علـم
لو یعلم الناس ما فـى طلب العلم لطلبـوه و لـو بسفك المهج وخـوض اللجج .(20)
اگر مردم بـدانند كه در طلب علم چه فایـده اى است, آن را مـى طلبنـد اگر چه با ریختـن خـون دل و فـرو رفتـن در گـردابها بـاشـد.

21ـ ارزش مجالس صالحان
مجـالـس الصـالحیـن داعیه الـى الصلاح و آداب العلماء زیـاده فـى العقل .(21)
مجلسهاى شـایستگـان , دعوت كننـده به سـوى شـایستگى است و آداب دانشمنـدان , فزونى در خرد است.

22ـ گناهانى كه مانع اجابت دعایند
الذنوب التى ترد الدعاء: سـوء النیه , و خبث السریره, و النفاق مع الاخوان, و ترك التصـدیق بالاجابه و تاخـیر الصلـوات المفـروضه حتى تذهب اوقاتها, و تـرك التقرب الى الله عزوجل بالبر و الصـدقه, واستعمال البذاء و الفحش فى القول(22)
گنـاهـانـى كه دعا را رد مـى كننـد , عبـارتنـد از:
1ـ نیت بد,
2ـ ناپاكى باطن,
3ـ نفاق با برادران,
4ـ عدم اعتقاد به اجابت دعا,
5ـ تاخیر نمازهاى واجب از وقت خودش,
6ـ تـرك تقـرب به خـداونـد عزوجل به وسیله تـرك احسـان و صـدقه,
7ـ ناسزا گویى و بدزبانى .

23ـ تاركان جاودانگى
عجبـا كل العحب لمـن عمل لـدار الفنـاء و تـرك دار البقـاء. (23)
شگفتا از كسـى كه كار مى كند براى دنیاى فانى وترك مـى كنـد سراى جاودانى را .

24ـ نتیجه اتهام
مـن رمـى النـاس بمـا فیهم رمـوه بمـا لیـس فیه.(24)
هـر كه مـردم رابه چیزى كه در آنهاست متهم كنـد, او را بهآنچه كه رد او نیست متهم كنند .

25ـ دنیا وسیله است , نه هدف
مـا تعب اولیاءالله فـى الـدنیا للـدنیا, بل تعبـوا فـى الـدنیـا للاخـره,(25)
اولیاى خـدا در دنیا بـراى دنیا رنج نمـى كشنـد, بلكه در دنیا بـراى آخـرت رنج مى كشند.

26ـ به خدا پناه مى برم
اللهم انـى اعوذ بك مـن هیجـان الحرص و سـوره الغضب و غلبه الحسـد… و سـوء الولایه لمن تحت ایدینا.(26)
خدایا به تو پناه مى برم از طغیان حرص و تندى خشم و غلبه حسد… و سرپرستى بد براى زیر دستانمان.

27ـ پـرهیز از گنـاهكـاران, ظالمـان و فـاسقـان

ایاكـم و صحبه العاصین, و معونه الظالمین و مجاوره الفاسقین و احذروا فتنتهم, و تباعدوا من ساحتهم .(27)
از همنشینـى با گنهكاران و یارى ستمگـران و نزدیكـى با فاسقان بپرهیزیـد. از فتنه هـایشـان بـر حذر بـاشیـد و از درگـاهشـان دورى گزینیـد.

28ـ نتیجه مخالفت با اولیاءالله
واعلمـوا انه مـن خالف اولیاء الله و دان بغیر دیـن الله, و استبد بامره دون امر ولى الله , فى نار تلتهب.(28)
بـدانید هر كه با اولیاى خدا مخالفت كند , و به غیر از دین خدا دین دیگرى را پیروى نماید و به راى خـویـش استبـداد ورزد, نه به فرمان ولى خدا , در آتشـى فروزان درافتد.

29ـ توجه به قدرت وقرب خدا
خف الله تعالـى لقـدرته علیك و استحـى منه لقـربه منك. (29)
از خـداى متعال به خاطر قـدرتـش بر تو بترس, و به خاطر نزدیكى اش به تـو , از او شرم و حیا داشته باش .

30ـ پرهیز از دشمنى وتوجه به دوستى
لاتعادیـن احـدا و ان ظننت انه لایضـرك, و لاتزهـدن فى صـداقه احـد و ان ظـننت انه لا ینفعك… .(30)
حتما با هیچ كس دشمنى نكن, هرچند گمان كنى كه او به تو زیان نرساند, و حتما دوستى هیچ كس را ترك نكن هر چند گمان كنى كه او به تو سودى نرساند

31ـ بهترین میوه شنوایى
لكل شـىء فـاكهه و فـاكهه السمع الكلام الحسـن .(31)
بـراى هـر چیزى میـوه اى است و میـوه شنـوایـى كلام نیكـوست.

32ـ فایده سكوت
كف الاذى رفض البذاء, و استعن علـى الكلام بـالسكـوت , فـان للقـول حـالات تضـر, فاحذر الاحمق.(32)
جلوگیرى از آزار و ترك كلام قبیح است, و در سخـن گفتـن از سكوت كمك بخواه, زیر براى سخـن , حالاتـى است كه زیان مـى زنـد, بنابرایـن از سخـن احمق بـرحذر باش.

33ـ راستگویى و وفا

خیـر مفـاتیح الامـور الصـدق و خیـر خـواتیمها الـوفـاء.(33)
بهترین كلید گشایـش كارها, راستگـویـى, وبهتریـن مهر پایانـى آن وفادارى است.

34ـ غیبت
ایـاك و الغیبه فـانها ادام كلاب النـار.(34)
از غیبت كـردن بپـرهیز ,زیـرا كه خـورش سگهاى جهنـم است.

35ـ كریم و لئیم
الكـریـم یبتهج بفضله , واللئیـم یفتخـر بملكه.(35)
كریم و بخشنده به بخشـش خویـش خـوشحال است و لئیـم و پست به دارایى اش مفتخر است.

36ـ پاداش احسان
مـن كسـا مـومنـا كسـاه الله مـن الثیـات الخضـر.(36)
هـر كه مـومنـى را بپوشاند, خـداوند به او از جامعه هاى سبز بهشتى بپـوشانـد.

37ـ اخلاق مومن
مـن اخلاق المـومـن الانفاق علـى قـدر الاقتـار, و التوسع علـى قـدر التـوسع, و انصـاف النـاس, و ابتـداوه ایـاهـم بـالسلام علیهم.(37)
از اخلاق مـومـن , انفاق به قدر تنگـدستـى, وتوسعه در بخشـش, به قـدر تـوسعه و انصـاف دادن به مـردم , و پیشـى گـرفتـن سلام بـر مـردم است.

38ـ درباره عافیت
انـى لاكـره للـرجل ان یعافـى فـى الـدنیـا فلا یصیبه شـىء مـن المصـائب. (38) مـن براى كسى نمى پسندم كه در دنیا عافیت داشته باشد وهیچ مصیبتى به او نرسد.

39ـ ثواب و عقاب روزدرس
ان اسـرع الخیـر ثـوابـا البـر, و اسـرع اشـر عقـوبه البغى. (39)
به راستـى كه ثـواب نیكـوكارى , زودتر از هر كار خیرى خـواهد رسید, و عقـوبت ستمگـرى, زودتـر از هـر بـدى دامنگیـر آدمـى شـود.

40ـ دعا, سپر بلا
ان الـدعاء لیـرد البلاء و قـد ابـرم ابـرامـا. الدعاء یدفع البلاء النازل و مالم ینزل.(40)
به راستـى كه دعا, بلا را برگرداند, آن هم بلاى حتمى را . دعا بلایى را كه نازل شده و آنچه را نازل نشده دفع كند.

پی نوشت‌ :

1 ـ تحف العقول, ص 278.
2 ـ همان,ص 278.
3 ـ همان,ص 278.
4 ـ همان, ص 278.
5 ـ همان,ص 278.
6 ـ تحف العقول , ص 279.
7 ـ تحف العقول, ص 279.
8 ـ همان, ص 280.
9 ـ همان, ص 280.
10 ـ تحف العقـول ,ص 282
11 ـ همـان,ص 282
12 ـ تحف العقـول , ص 281.
13 ـ همان, ص 282.
14 ـ همان,ص 282.
15 ـ همان, ص 282.
16 ـ تحف العقول, ص 256.
17 ـ همان, ص 263.
18 ـ تحف العقول ,ص 254.
19 ـ همان , ص 263.
20 ـ اصول كافى , ج 1, ص 43. 21 ـ تحف العقول , ص 204, چاپ بیروت.
22 ـ معانـى الاخبـار, ص 271, چـاپ جـامعه مـدرسیـن .
23 ـ بحـارالانـوار,ج 73, ص 127, چـاپ ایـران.
24 ـ همان,ج 75,ص 261.
25 ـ همان, ج 73, ص 93.
26 ـ صحیفه سجادیه, دعاى 8.
27 ـ تحف العقول , ص 254.
28 ـ همان,ص 254.
29 ـ بحارالانوار, ج 78, ص 160.
30 ـ همان ج 78,ص 160.
31 ـ بحارالانوار, ج 78,ص 160.
32 ـ همان, ج 78,ص 161.
33 ـ همان, ج 78,ص 161.
34 ـ همـان,ج 78, ص 161
35ـ بحـارالانـوار, ج 78,ص 161.
36 ـ اصول كافى, ج 3,ص 293.
37 ـ همان,ج3,ص 338.
38 ـ همان,ج 3,ص 355.
39 ـ اصول كافى, ج 4,ص 201.
40 ـ همان ,ج 4,ص 215ـ 216.





* نام و نام خانوادگی :
* آدرس ایمیل:
موضوع پیام:
*پیام: